اختاپوس وار
اي اختاپوس آرزوهايم،اي كاش بر سر دوراهي نداري ودارايي هماره ره ندارها را طي طريق مي نمودي بلكه تكانكهاي آخ گونه ات،موج كرخت كاستي هايشان را خرد مي كرد،شايد انتخابت دهن كجي مي شد به اين قائله مسخره.
اي هشت پاي اقيانوس ناآرام افكارم،دريغا كه همواره در گلچين دو گزينه اي دانا ونادان،طريق نادانان را نمي گزيدي كه شايد داناييم،مرهمي مي شد بر زخم تارك تاريك نا آگاهيم چه بسا انتخابت معيار واژگونه وتابوي بد بوي جامعه ام راخرد مي كرد كه اكنون ناداني ارزش است ودانايي....
اي جانور انتخاب گر خوب ها،چه مي شد اگراز مابين راستي وناراستي،راست راست را مي نمودي كه طريق راست دركج ومعوج ايده ها وايدئولوژيهاي ناراست به تاريكترين انحناهاي قوس وار مبدل شده است وكج ها درآينه هاي كج چه راست مي نمايند.
اي جادوگر هشت پا يا شايد هشت دست،آرزويم اين بود كه از دستان مزدور ودستان بي زور،دست نزار بي زور را مي ديدي كه چگونه به عمق طويل ترين قعر اقيانوس،نا اميدي را در خود موج مي زند كه شايد دستان مزدور،مويرگ مانده نيمه خشكش را باتبر زور قطع نكنند كه شايد دست بي زور را ياراي گرفتن دست نابينايي براي عبور از جاده بي انتهاي گذر زندگي را باشد و دست مزدور راياراي دست دادن با دست پرزور اختاپوسكم،كاش بودي وهماره،سرگردان بين انتخابات اجباري دو گزينه اي ازل را به ابد سرگردان مي نمودي ودر اين گذر ناگذير دو بعدي،گاهگاهي سري هم به اقيانوس بيكران آزادگيم مي زدي.
نويسنده:هه ژار











این وبلاگ به توصیف تصویری روستای تاج آباد پایین پرداخته ودر دسترس بازدیدکنندگان گرامی قرار خواهد داد.